شهدا عند ربهم عند یرزقون اند
جایگاه خانواده شهدا از منظر امام خمینی
امام بزرگوار برای خانواده شهدا حرمت و ارزش بسیاری قائل بودند، با همه مشکلات جسمانی که داشتند هرگز دستور لغو ملاقات خانواده شهدا را با خود صادر نفرمودند. در هفته یک روز ملاقات امام، متعلق به این عزیزان بود. بنیاد شهید این ملاقاتی ها را بر مبنای استانی تنظیم می کرد و خانواده های چند شهر به صورت یک گروه واحد به ملاقات می آمدند. آنها به تهران می آمدند و در هتل کوثر استراحت می کردند و صبح روز بعد به زیارت امام می آمدند، روال بر این بود که پس از معرفی خانواده ها از طرف رئیس و نماینده امام در بنیاد شهید جناب حجت الاسلام والمسلمین کروبی خدمت امام، معظمٌ له به ابراز احساسات آنها پاسخ می دادند و چند دقیقه هم در خدمت آنها می نشستند. در پایان ملاقات مردم با شعار: «خدایا خدایا تا انقلاب مهدی، خمینی را نگه دار» حسینیه را ترک می کردند.
در دنیای پرفتنه امروز که عصر انفجار اطلاعات لقب گرفته است و در زمانه ای که مرزهای جغرافیایی، معنا و مفهوم پیشین خود را در ساختار جدیدی از معرفت و تحول مبنایی در حیات بشری، رفته رفته از دست می دهند و اقتدار ملی هر کشور در بعد فرهنگی آن جلوه و ظهور می یابد، پاسداری از ارزش های فرهنگی، رویکردی واقع بینانه و استراتژیک خواهد بود. چنین است که هر ندایی از رهایی و هر پرچمی از آزادگی در گستره گیتی، مورد هجوم توفان های زهرآگین اتحادیه جهانی زر و زور و تزویر قرار می گیرد. در این میان، رسالت همه آنانی که به عدالت، آزادی و رهایی می اندیشند و به آرمان بزرگ پیامبران ایمان دارند، آن است که از فرهنگ ایستادگی و وارستگی در این تهاجم بی حساب با هر وسیله ممکن صیانت و پاسداری کنند. درخشان ترین و فروزان ترین ستاره آسمان فرهنگ رهایی، مشعل پرفروغ فرهنگ شهادت است. تکریم و تعظیم شهیدان، تلاشی مقدس است در برافراشتن پرچم های سرخ استقلال و آزادی بشریت، از یوغ ذلت و اسارت و گام بلندی است در راستای احیای ارزش های مکتب توحید و عدالت؛ زیرا که، «شهادت، مرگ در راه ارزش هاست» و هر شهید، مشعلی است که در بلندای عزت و سرافرازی یک ملت، جاودانه می درخشد.
امام بزرگوار برای خانواده شهدا حرمت و ارزش بسیاری قائل بودند و با همه مشکلات جسمانی که داشتند هرگز دستور لغو ملاقات خانواده شهدا را با خود صادر نفرمودند. ایشان در در دیدار با خانواده شهدا می فرماید: «من از شما ها عذر می خواهم. من از ملت ایران عذر می خواهم. من از ملت ایران عذر می خواهم. من از این مادرهایی که بچه های خودشان را از دست دادند، معذرت می خواهم. من از این برادرهایی که عزیزان خودشان را دادند، از دست داده اند، معذرت می خواهم. من از این ارتشی هایی که جوانان خودشان را از دست داده اند، از این پاسدار ها که جوان های خودشان را از دست داده اند و برادران خودشان را، معذرت می خواهم که عُرضۀ این را ندارم که کار را درست کنم. من از حضرت مهدی ـ سلاماللّه علیه ـ من از پیشگاه پیغمبر اکرم معذرت می خواهم. من از پیشگاه ولی عصر امام مهدی ـ سلام اللّه علیه ـ معذرت می خواهم. من از پیشگاه ملت ایران معذرت می خواهم. من از شما برادران، برادران ارتشی، برادران پاسدار، برادران ژاندارمری و سایر قوای انتظامی که در راه اسلام جوان های خودشان را دادند، معذرت می خواهم. ما نتوانستیم برای شما کاری انجام بدهیم. ما ضعیف هستیم. ما باز گرفتار کاغذبازی هستیم. ما باز گرفتار آرم هایی شاهنشاهی هستیم. مملکت ما باز مملکت شاهنشاهی است. وزارتخانه های ما، وزارتخانه های ما باز وزارتخانه های طاغوتی است و ما نتوانستیم این ها را اصلاح کنیم. باید به اسرع وقت اصلاح شود و اگر اصلاح نشود به اسرع وقت اصلاح می کنیم. (صحیفه امام؛ ج ۱۲، ص ۴۷۵)
امام خمینی در حکم تأسیس بنیاد شهید انقلاب اسلامی لازم می دانند که «باید رسیدگی کامل به خاندان شهدا و آسیب دیدگان و معلولین در این راه، چه در انقلاب و چه قبل و بعد از آن به نحو احسن و با مراعات احترام آنان بشود. (صحیفه امام؛ ج ۱۲، ص ۱۸۵)
امام بزرگوار برای خانواده شهدا حرمت و ارزش بسیاری قائل بودند، با همه مشکلات جسمانی که داشتند هرگز دستور لغو ملاقات خانواده شهدا را با خود صادر نفرمودند. در هفته یک روز ملاقات امام، متعلق به این عزیزان بود. بنیاد شهید این ملاقاتی ها را بر مبنای استانی تنظیم می کرد و خانواده های چند شهر به صورت یک گروه واحد به ملاقات می آمدند. آنها به تهران می آمدند و در هتل کوثر استراحت می کردند و صبح روز بعد به زیارت امام می آمدند، روال بر این بود که پس از معرفی خانواده ها از طرف رئیس و نماینده امام در بنیاد شهید جناب حجت الاسلام والمسلمین کروبی خدمت امام، معظمٌ له به ابراز احساسات آنها پاسخ می دادند و چند دقیقه هم در خدمت آنها می نشستند. در پایان ملاقات مردم با شعار: «خدایا خدایا تا انقلاب مهدی، خمینی را نگه دار» حسینیه را ترک می کردند. (منبع: کتاب تشنه و دریا؛ ص ۱۲۴ – ۱۲۵)
امامی که در برابر ابر قدرت ها مثل کوه می ایستادند، وقتی یکی از خانواده شهدا و یا یک برادر جانباز به خدمت ایشان می رسید، بسیار احساس عجز و شرمندگی می کردند. این احساس را بارها اظهار کرده بودند. می فرمودند: من احساس حقارت می کنم وقتی پدر شهیدی به دیدار آقا می آمد و ما در معرفی او می گفتیم که آقا ایشان پدر سه شهید یا چهار شهید هستند امام حالت شرمندگی به خود می گرفتند. از افرادی هم که در راه انقلاب صدمه ای دیده بودند، دلجویی و به آنان محبت می کردند.
(منبع: خاطرات خادمان و پاسداران امام خمینی؛ ص ۸۷)