یادداشت جناب آقای دکتر جهانگیر قاسمی، معاون فرهنگی، هنری موسسه
مردم در اندیشه امام خمینی(س)
جهانگیر قاسمی معاون فرهنگی، هنری و ارتباطات مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(س) در یادداشتی نوشت: امام خمینی(س) که سالها برای بلوغ سیاسی مردم تلاش کرده بود، بعد از پیروزی انقلاب، برای انتخاب نوع حکومت مراجعه به آراء مردم را شرط لازم دانست. با اینکه او دارای اختیارات گسترده و قدرت تعیین کننده مرجعیت بود هیچگونه تحمیلی به مردم را جایز ندانست. امام با تصمیمی قاطع و هوشمندانه در برگزاری همهپرسی، نیرو و اراده قدرتمند و شکست ناپذیر ملت ایران برای تشکیل نظام اسلامی را مستندسازی کرد و در نتیجه این مفهوم «مردمسالاری دینی» بود که عینیت یافت.
جهانگیر قاسمی معاون فرهنگی، هنری و ارتباطات مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(س) در یادداشتی نوشت: امام خمینی(س) که سالها برای بلوغ سیاسی مردم تلاش کرده بود، بعد از پیروزی انقلاب، برای انتخاب نوع حکومت مراجعه به آراء مردم را شرط لازم دانست. با اینکه او دارای اختیارات گسترده و قدرت تعیین کننده مرجعیت بود هیچگونه تحمیلی به مردم را جایز ندانست. امام با تصمیمی قاطع و هوشمندانه در برگزاری همهپرسی، نیرو و اراده قدرتمند و شکست ناپذیر ملت ایران برای تشکیل نظام اسلامی را مستندسازی کرد و در نتیجه این مفهوم «مردمسالاری دینی» بود که عینیت یافت.
«مردم» از مفاهیم پایه در علوم انسانی است که به معنای اجتماعی انسانی از یک نژاد، زبان، سنت، فرهنگ و شرایط اجتماعی است. در ادبیات دوره معاصر بکارگیری واژه «ملت» به جای «مردم» مرسوم گشته و کم و بیش معنای یکسانی را به ذهن متبادر میکند.
امام خمینی(س) از ابتدای نهضت خود جدا از انجام تکلیف الهی و شرعی خود در مبارزه با ظلم و بیداد ستمشاهی، تلاش مضاعفی را مصروف بیداری و بلوغ فکری مردم ایران کرد. او در فقاهت و سیاست و عرفان خویش نیز نقش ویژه ای را برای مردم قائل بود و تأکیدات بسیاری بر ارتقاء بینش سیاسی - اجتماعی تودههای مردم داشت. اصرار ایشان در رشد بصیرت سیاسی مردم بقدری بود که انجام وظیفه سیاسی توسط مردم را بسان به جا آوردن تکالیف شرعی میدانست و این خود بر انطباق سیاست و دیانت در رویکرد ایشان گواهی میدهد.
او به نیکی میدانست که تنها با داشتن خلقی بیدار و بصیر است که میتوان به تشکیل حکومت دینی بر پایه عدل و قسط خوشبین بود.
امام راحل با نقشآفرینی در بزنگاههای مهم تاریخی که مصادف با تضییع حقوق مردم مسلمان ایران بود بیپروا و محکم در دفاع از ایشان، تکلیف شرعی حقطلبانه خود را به جا میآورد و مردم را به داشتن مرجعی شجاع و مدافعی صدیق امیدوار میکرد. مرجعی که به دور از ذرهای هراس و مصلحتبینی فردی، خود را وقف مردمش میدانست و از تحمل داغ و درفش و رنج تبعید و حتی قربانی کردن جانش دریغ نداشت. حاصل دههها روشنگری و مبارزه امام، اعتقاد و باور عمیق مردم ایران به ایشان بود. باوری چنان عمیق و راستین که مردم با دلباختگی و پاکبازی محض، گوش به فرمان رهبر، مقتدا و مرشدشان بودند. گستره این رابطه استثنایی و خدشهناپذیر به حدی بود که جدای از اقشار عادی مردم، نخبگان، روشنفکران و احزاب و گروههای سیاسی متنوع نیز، تشکیل جامعهای بهتر را با پشتیبانی از نهضت امام محقق میدانستند و این توافق و همدلی گسترده اجتماعی موجب شگفتی تحلیلگران تاریخ سیاسی معاصر است.
امام که سالها برای بلوغ سیاسی مردم تلاش کرده بود، بعد از پیروزی انقلاب، برای انتخاب نوع حکومت مراجعه به آراء مردم را شرط لازم دانست. با اینکه او دارای اختیارات گسترده و قدرت تعیین کننده مرجعیت بود هیچگونه تحمیلی به مردم را جایز ندانست. امام با تصمیمی قاطع و هوشمندانه در برگزاری همهپرسی، نیرو و اراده قدرتمند و شکست ناپذیر ملت ایران برای تشکیل نظام اسلامی را مستندسازی کرد و در نتیجه این مفهوم «مردمسالاری دینی» بود که عینیت یافت.
امام خمینی(س) حتی در صحبت با مردم ادبیاتی متفاوت از ادبیات فاضلانه و ثقیل درس و بحث حوزه داشت و حقیقت را به طوری که برای همه مردم قابل فهم و درک باشد بیان میکرد. ادبیات امام در سخنرانیها به دور از ویژگیهای پوپولیستی، نوعی ادبیات سیاسی - اجتماعی ساده و بیپیرایه، صریح، با واژههایی نوین و بسیار مؤثر بر اذهان مردم بود و با همین ادبیات، ماهیت ریشهها و آرمانهای نهضت را به مردم یادآور میشد. او رابطه عاطفی و معنوی شگرفی با مردمش داشت و بسان پدری دلسوز و فداکار، وظیفه اصلی خود را اهتمام بر «تربیت دینی» مردم میدانست.
نمونههای بسیاری در سیره عملی ایشان در قبال مردم وجود دارد که همیشه همراه مردم و مشکلاتشان بود. کسانی از جمله فرزندشان حاج احمدآقا را مأمور کرده بودند که به صورت ناشناس به میان مردم بروند و اطلاعات و اخبار و نظرات و انتقادات و مشکلات عامه مردم را به ایشان گزارش دهند. پرهیز زاهدانه همیشگی از مادیات و سادهزیستی عارفانه الهامبخش وی چنان حقیقی و صادقانه بود که قوامبخش اعتماد عمیق همه اقشار به ایشان بود. امام راحل در بمباران و حملات موشکی دوران جنگ نیز بدون توجه به تهدیدها، پروتکلهای امنیتی جابهجایی از جماران را نپذیرفت و خود را بندهای در پناه خدا و در کنار مردمش میدید.
توصیه همیشگی امام به مسئولین نظام این بود که در قبال مردم مسئولیتپذیر و پاسخگو باشند و از خودبرتربینی و سوءاستفاده از قدرت پرهیز کنند. همچنین از مردم به عنوان صاحبان اصلی انقلاب میخواست که هوشیارانه و بیدار عملکرد کارگزاران نظام را زیرنظر داشته باشند و هیچگونه تخلف یا سوءمدیریتی را تاب نیاورند و اعتراض کنند.
امام خمینی(س) حفظ و بقای نظام را بسته به رضای الهی و اعتماد مردم میدانست. او اعتقاد و اعتماد مردم به نظام را به عنوان بزرگترین میراث خود برای انقلاب اسلامی باقی گذاشت. مردمی که زن و مرد از اقشار، گروهها، مذاهب و ادیان مختلف با ایثار و فداکاری در راه رسیدن به استقلال و آزادی از جان و مال و آبروی خویش گذشتند و بارها با حضور در صحنه، وفاداری خود به امام و انقلاب را اثبات کردند. وظیفه تک تک کارگزاران نظام حفظ و حراست و همچنین تقویت این میراث گرانبها و گرانقدر است. میراثی که با رمز «وحدت کلمه» قدرتمندترین عامل اقتدار نظام جمهوری اسلامی ایران است.